مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

426

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

كرده‌اند به اشعار قدما از جمله شعر امية بن ابى الصلت : هيچ گاه بخشايش خداوند از انسان دور نيست / اگر چه هفتاد وادى به زير زمين باشد / همچون رحمت خداوند بر نوح روزى كه سفينه‌اش به آب اندر نشست / با همراهانش كه هشتاد تن بودند / و چون خداوند خواست كه تنور زمين برجوشد / بر جوشيد و آب بر روى زمين گردان شد . [ 1 ] و اين تأييد مىكند كه آنها هشتاد نفر بوده‌اند و هم باز گفتهء او : يارى دهندهء نيكوكار از سفينهء نوح / روزى كه لبنان تا آخرين كس نابود شدند / تنورش برجوشيد و آب برآمد / و روى كوهها ، تا چكادها را فرا گرفت / به آن بنده گفته شد كه گردش كن و او گردش كرد / به خدا سوگند كه سير و گردش او بر هراس بود / پس گفته شد كه فرود آى كه سفينه تو را / بر قلهء كوهى بلند كه لنگرگاهى است باز آورد . و باز سخن او : و از پس هفت روز كبوتر را روانه كردند / و بى هيچ هراسى از مهلكه‌ها گذر كرد / در جستجوى اينكه در زمين چشمه‌اى بيابد / و خيزابهاى طوفان او را به دور دست برد و از نظرها دور كرد / كبوتر از پس چندين تك و پوى / شاخه‌اى بريده آورد كه گل و لاى بر آن بود / و چون آن نشانه‌ها را دريافتند ، براى كبوتر / طوقى ساختند به گونهء گردن‌بند / طوقى كه چون بميرد به ميراث به فرزندانش مىرسد / و اگر كشته شود از او گرفته نمىشود . / و خداوند نوح را پاداشى نيك داد / پاداشى كه دروغ در آن راه نداشت / بدين گونه كه سفينه‌اش را حمل كرد و به كرانه برد / در آن روز كه مرگ ايشان فرا رسيده بود / و در آن كشتى از تخمهء او بودند عيالان / كه ايشان را نه گرسنگى بود و نه تشنگى / آنگاه كه ايشان برهنگان بودند و بىجامه / و آنگاه كه صخره‌هاى سخت بر ايشان نرم مىنمود / شبى كه طوفان به جريان افتاد / و آب جوشش كرد و هيچ سدّى نداشت / بر امواجى سبز و راه راه / آنسان كه گويى كوه از جاى بركنده شده بود / و هر چيز برخاسته بود و سخن مىگفت / و زاغ امانت خروش را خيانت كرد [ 2 ] .

--> [ 1 ] در تصحيح اين بيت از ضبط الاكليل استفاده شده و ترجمه نيز بر همان اصل است . براى بقيهء ابيات به الاكليل ، تأليف محمد بن حسن بن احمد بن يعقوب همدانى ( به سال 350 هجرى ) ، چاپ قاهره ، 1963 ، ج 1 ، ص 50 مراجعه شود . [ 2 ] در ضبط اين شعر اختلافات بسيارى ميان متن ما و كتاب الاكليل بود كه چون ضبط الاكليل درست‌تر و مفهومتر بود در ترجمه از آن استفاده شد . اين قطعه در آنجا 15 بيت بود كه سه بيت زايد بر متن ترجمه نشد . رك : الاكليل ، ج 1 ، ص 48 .